عسل و دختر گلش
بازم سلاااااااااااااااام
روز یکشنبه 92/02/08 عسل داشت با عروسکش که خیلی دوستش داره
و همش بهش میگه دختر گلم بازی میکرد.
این عروسکو مامانی (مامان بابا) براش خریده.
طوری با عروسکش حرف میزد که انگار یه مامان مهربون داره با بچه ش صحبت میکنه.
خیلی آروم و با محبت باهاش حرف میزد.
دلداریش میداد.
مطمينم که دخترم در آینده یه مامان و یه آبجی خیلی مهربون میشه.
حالا عکسارو داشته باشین:

فدات بشم

داری چیکار میکنی مامان

فدای بغل کردنت

پتوی دخترشو نگااااااااااااااااا

مهربونی ازت میباره

فدای بوسیدنت دختر مهربونم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عسل و دختر گلش
